روزمرگی 4 - من از یادت نمیکاهم
-
تاریخ: 1405/5/24 ساعت: 17:18
اینو برای تو می نویسم ! از هر کدوم سرسری رد شدی این یکیو با دقت بخون !اوایل خدا میدونه همه چی اذیتم میکرد از کلید روی در گرفته تا یه بشقاب اضافه که براتو میذاشتیم روی سفره ! خیلی طول کشید خیلی شبا نخوابیدم یا اگه خوابیدم ثانیه به ثانیه شو دعا کردم که ببینمت ! اما نشد واسه من خیلی سخت گذشت ، کافی بود...
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 15:45
ميدوني بعضي چيزا اگه از دهن بيوفته ديگه فايده نداره ...مثل چايي كه تو ليوان مورد علاقه ات واسه خودت ريختي و گذاشتي لبه ي ميز، اگه دير بري سراغش سرد شده، اونقدر سرد شده كه ديگه نميتونه خستگيِ روزي كه گذشت رو از تنت دربياره، يا غذاي مورد علاقمون اگه حواسمون پرت يه چيزي بشه دير بريم سراغش ميبينيم سرد ش...
روزمرگی 1
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 21:59
یه موقع هایی وقتی چسبیدی به کار ، درس ، خانواده و همه چی یهویی یه اتفاقی میفته که از منجلاب روزمرگی هات میکشونتت بیرون ، برمیگردی به همون حس و حال قدیمی ، همون نوشتن ها ، کلافگی ها بر می گردی به خودت
روزمرگی 2
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 21:59
با آدمی آشنا شده بودم و به خاطر اینکه برام کاری که وظیفش نبود رو انجام نداده بوده خیلی بحث می کردم باهاش ، یکی از همون روزا که خیلی درگیر بودم با اون آدم و از زور حرص و عصبانیت با نهایت توقع داد میزدم
روزمرگی 3
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 21:59
استادی داریم که می گه : شماره آدم ها را به اسامی زیبا در گوشیتان ذخیره کنید حتی اگر کسیم هست که حس جالبی نسبت بهش نداریم ، اسمشو به نیکی ذخیره کنیم ...بزاریم چشمامون به زیبا دیدن عادت کنه استادمون م
روزمرگی 4 - من از یادت نمیکاهم ...
-
تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 21:59
اینو برای تو می نویسم ! از هر کدوم سرسری رد شدی این یکیو با دقت بخون !اوایل خدا میدونه همه چی اذیتم میکرد از کلید روی در گرفته تا یه بشقاب اضافه که براتو میذاشتیم روی سفره ! خیلی طول کشید خیلی شبا نخو